در حال بارگذاری…
بایگانی کامل
جستجو، فیلتر و کاوش در تمام یادداشتهای منتشرشده
بحران آب در ایران به مرحلهای از عدمتعادل ساختاری میان عرضه و تقاضا رسیده است؛ بهگونهای که مصرف سالانه آب از کل منابع تجدیدپذیر کشور فراتر رفته و بهبود بهرهوری بهتنهایی توان جبران این شکاف را ندارد. کاهش بارندگی، افزایش دما، برداشت گسترده از منابع آب زیرزمینی و وابستگی شدید کشاورزی به آبیاری، فشار بر منابع محدود آب را تشدید کرده است. ادامه سیاستهای مبتنی بر افزایش عرضه آب و اصرار بر خودکفایی غذایی، بدون توجه به ظرفیت واقعی آب و خاک کشور، نمیتواند راهحلی پایدار برای این بحران باشد. برای بازگرداندن تعادل پایدار، مقاله بر تغییر رویکرد از «خودکفایی غذایی» به «امنیت غذایی»، کاهش انتخابی فعالیتهای کشاورزی آببر، توسعه آبیاری مدرن، استفاده بیشتر از پساب تصفیهشده و ایجاد نظامی مؤثر برای حکمرانی آب تأکید میکند. این گذار میتواند با کاهش تولید برخی محصولات کشاورزی و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی برای مناطق روستایی همراه باشد و بنابراین به سیاستهای جبرانی و توسعه فرصتهای شغلی در سایر بخشهای اقتصاد نیاز دارد. دستیابی به سطح بالای خودکفایی غذایی، با توجه به محدودیتهای آب و خاک ایران، هدفی غیرواقعبینانه است و امنیت غذایی بلندمدت باید در چارچوب مدیریت پایدار منابع و تعامل با تجارت غذایی دنبال شود.